نور الدين جعفر بدخشى

پيشگفتار 32

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

و هر جزوى كه صافى گردد آيينهء جمال غايى كلى خود شود و هر ذره از ذرات كائنات اذواق كثيره يابد و ليكن هرچه داند و بيند و يابد سالك را بايد كه در ابتداى سلوك به شيخ خود مشاورت كند و از فوائح الجمال مضامين و معانى بيان نموده گفت كه آنچه سالك در واقعه بيند تصور نكند كه خارج اوست بلكه از درون اوست و يا اوست . و مسالك مترقى هر زمان خود را آصفى يابد و ابهى و اسنى و اوفى تا آن غايت كه به صفاى قديم رسد و صفاى قديم را نهايت نيست « 1 » در ضمن بيان اسم اعظم بيعت خود را با سيّد على همدانى تذكر داده و بحثى دربارهء بدعت و احاديث رتنيه در ميان آورده ، و اينكه سيّد وى را « اوراد فتحيه و حرز يمانى » خواندن ترغيب نموده است وى همچنين مسئله بروز را توضيح داده و نوشته است كه حضرت سيادت در مقام اطلاق بوده است . حكايات غريبى دربارهء حضرت خضر ( ع ) و عجايبى كه در سفر و حضر سيّد همدانى به آن دچار گرديده و نيز ذكر جن را آورده است كه جنيان در بعضى آدميان هفتاد و دو نوع تصرف كنند . در موردى كه احوال مسافرت جناب سيادت را براى سرانديب بيان نموده راجع به حضرت آدم و حوّا نگاشته است . در اختتام كتاب ذكر آلام و مصائبى كه سيّد على همدانى به آن مبتلا گرديده و وفات و تشييع جنازه را بيان نموده است و در خاتمه قصيده‌اى از ناصر خسرو آورده و راجع به رحلت حضرت سيادت حزن و تأسف خود را اظهار نموده و كتاب را به پايان رسانيده است . سبك نگارش خلاصة المناقب : خلاصة المناقب مانند كشف المحجوب و كتاب اللمع و غيره تأليفى در موضوع تصوف نيست و مثل تذكرة الاولياء و نفحات الانس در رديف كتب متصوفه نيز قرار ندارد بلكه كتابيست از كتب مقامات همچون مناقب العارفين افلاكى كه از لحاظ تسميه نيز به اين كتاب مماثلت دارد . چنان كه مىدانيم كتب مقامات عبارت است از كتاب‌هايى كه هريك در شرح احوال يكى از متصوفه تأليف شده باشد و در ضمن سوانح ملفوظات و تعليمات صاحب سوانح را نيز شامل مىباشد و گذشته از اين بعضى از بحث‌هاى مختلفى مربوط به شريعت و طريقت و اخلاق و عرفان در آنجا مىگيرد و خلاصة المناقب درست همين‌طور است كه نويسنده ضمن بحث دربارهء موضوعى به بعضى از جزئيات آن موضوع نيز

--> ( 1 ) - آ : 52 ب .